آرامش ته کشیده چاپ
تاریخ : پنجشنبه 25 بهمن 1386

 

الا به ذکرالله تطمئن القلوب

الا الی الله تصیر الامور

قبلنها از خودم می پرسیدم خدا چه رنگیه ؟

اما حالا بزرگترین مساله توو زندگیم آرامشی که از دستش دادم   حتی یادم نیستش چه رنگی بود؟؟؟؟؟

تقصیر کیه؟

خودم؟

جامعه؟

..

مولانا میگه باغ ملکوت    جدایی .. نی نای ..زخمه

حافظ ربطش می ده به خال لب یار

سعدی زردی رنگ رخسار رو به خاصیت اکسیر عشق ربط می ده

فریده دوستم ! با شوخی می گه یه پسر عمو توو زندگی ما جوونا کمه!

حاجی جوونم که الهی خیر از جوونیش ببینه می گه روحت توو یه جای تنگی اسیره ! آزادش کن

دلم می گه گریه کنی آروم می شی اما چشام می گه کم سو شدم

صبرم می گه کاسه ای که تووش بوده اجاره بهاش گرون شده

طاقتم می گه : توو بازار سهمیه بندی شدم

نور ایمانم کمسو شده چون باتریه احساسم نسبت به وجود خدا سولفات زده!

دیگه با این احوال چیزی برام نمونده

عین ورشکسته ها شدم شاید از بانک حضرت علی بتوونم یه خورده وام صبری تحملی طاقتی .. چیزی بستونم

خدایا توو این ماه عزیز قسمت می دم به دوردونه خلقت نوردیده ات

شبی را به خاطر بیار که قسمت دادم به سر بریده حسین و ازت آرامش خواستم

خدای مهربونم حتما محرم سال پیش رو یادت هست چی ازت خواستم ا

اینجا اوومدم پیش همه دارم می گم که ازت چی خواستم و هنوزم امیددارم که بهم ببخشی ای بزرگ    اوونچه رو که از دست دادم!

 

خدا به خاطر همه چی ممنونم  ممنوووونم  اگه تو رو نداشتم حرفام رو کسی خریدار نبود بازم ممنونم