X
تبلیغات
رایتل

اوشودوم  اوشودوم داغدان آلما داشئدئم

آلما جغئمی آلدیلار

منه ظولوم قیلدیلار

من ظولومنن بیزارام

درین قویو قازمارام

درین قویو بیــــــــــــــــش چه چه ر

ایچینده میمون جزر

میمون بالاسی منی جورجه  آغلادی

اورئیمی داغلادی

 

امشب شبی که بدن بی دست وچشم ابالفضل در آغوش زینب می درخشه

مردمان تیره دل سنگم زدند

طعنه ها بر این دل تنگم زدند

 دستهایم بریدند آنچنان 

 تا نجویم دستهایی مهربان

 

دیروز روزی بود که فهمیدم بی دست و بی چشم شدن یعنی چه؟

 

 

چشم سفید دلم رو که رو به آینده بود کور کردند و دستهای امیدم را قطع کردند